مطالب اخير
امکانات جانبی
اسکاتی 2
پنجشنبه 19 شهریور1388خودم را پیدا نکردم در فهرست بروز شدگان..
انگار خیلی وقت است
که دیر شده!
اسکاتی!
پنجشنبه 19 شهریور1388زمان دلمه بسته است .......
روی شانه های بی خیالم!
آشوب
پنجشنبه 19 شهریور1388دلم می خواد فرمت شم!
بی خیال بابا.....
کون کور!؟!
چهارشنبه 31 تیر1388دلم یه چیزی می خواد؟
1)کتک
2)بستنی
3)بارون
4) پیاده روی با یه دوست از اسبی تا مهران
5) یه لپ برای کشیــــــــــــــــــــــــــــــــــدن
6) یه گونه برای بوسیدن
7) یه تماس مشکوک
8) همه موارد
9) هر کدو که دم دستی تر بود
گاچر زن
دوشنبه 29 تیر1388کمی آدم مرد!
جمعه 26 تیر1388ساعتی پیش بود که اعلام کرد اخبار
مردی در حالی که دماغش را می گرفت
گفت که کمی آدم مرد
کارشناس ناشناسی گفت
بادی از جانب خوارزم وزید و یه هواپیما گوزید !؟!(نه ببخشید پوکید)
و وزیر گفت که خوشبختانه تلفاتی نداشت
ناقابل یه هواپیما اسکاتی که فدای سر پوتین و گیوه
و کمی آدم مرد که همان بهتر که مردند نماندند بشون برانداز حکومت
عیب نیست
یک حادثه بود،
اتفاق بود
اتفاقم که خبر نمی کند
که اگر هم می کرد بیاید دم خانه ات و خبر می داد
رییس در جلسه بود و ما هم وقت نداشتیم کمی آدم باشیم
تو بخواب خاطرت آرام
عیب نیست
چه بسا که اگر زنی از اتوبوس جاماند گر چه روسری برسر داشت
که اگر مگسی مسموم شد چون که لبنانی بود
چه بسا که کسی پول نداشت سس بخرد گر چه آنجا آمریکا بود
عیب بود
که نه جنایت بود
که ای وای و خاک بر بشریت
که کجا رفت با کی ؟کی ؟
اینهاش پیدا کردم در جیب کتم بود!
و باید بررسی شود
دست اسراییل در کار است بی شک
اینهاش جای انگشت جهانخوارش زیر کاسه
و ای داد که تو در خوابی ! کور وکری
نان و آب بو تو حرام
که با پولش باید
اتو بوس خرید
بیمارستان ساخت و
کارخانه سس زد در سوریه!
تهوع
سه شنبه 23 تیر1388خون دلمه بسته
روی اشک های مادرش
روی لرز شانه های پدرش
روی خودکار من!
آن وقت تو بگو
کالیبر، آمریکا، توطئه ، دشمن ،اغتشاش......
اصلا تو کی هستی که بخواهی دشمن داشته باشی بدبخت!
برو بمیر اگر هنوز زنده ای!
که نیستی
که مردی
که خیلی وقت است وجود! نداری
برای....
دوشنبه 22 تیر1388برای تو که نیستی ولی باید باشی
برای من که هستم ولی نباید باشم
برای رابطه ای بین این دو، که نیست ولی ای کاش بود!...
اللهی شکر!!؟!؟!
شنبه 13 تیر1388می گویند یه بابا ی پیاز می خورد و شکر می کرد.یکی بهش گفت پیاز خوردن و شکر کردن تو!؟! گفت :هیچی نگو این شکر از صد تا فحشم بد تره!!!
اللهی شکر!!؟!؟!
پی نوشت:خداوند سایه شما را از سر ما بی کسان کم نکناد! جناب مثلا یکی!
خسته ام
شنبه 13 تیر1388خسته ام ..
..خیلی!
به اندازه ریل های راه آهن
و دلتنگ....
....برای آغوشی که هیچ وقت برایم باز نشد!
به دیدن من اگر میایی
پیاده بیا!
فانوس لازم نیست!
خودت را عشق است!
اینجا به اندازه تنهایی من و
آمدن تو،
نور هست...



shahshakiba333@yahoo.com
پیوند ها
- گل آقا
- موسسه معماری میرمیران
- دانشگاه اسلامی آزاد قزوین
- لوح پایگاه فرهنگی ادب فارسی
- کلاغ -سایت ادبیات و فلسفه-
- کمیته ی دفاع از حقوق جوان و دانشجو
- نشریه ادبی جن و پری
- نشریه گرافیکی رنگ
- زنانه ترین اعترافات حوا
- نه طنز+1
- ستون آزاد
- دلم گرفت.....
- صادق هدایت
- قصه های حاشیه
- شهر اشتهارد
- روز نوشت های یک فیلسوف تنها
- فاحشه نجیب
- رویداد
- نگین سبز
- خرمگس خرفت و غیره
- خواب خوب
- سارا(یک حشره)
- ته سیگار های دختر ها
- سکوت شب
- الاغی که یونج را می فهمید

